دیگه اینجا نمی نویسم

روزهای تنهایی من بلاگ اسکای

گرچه می ترسم بخاطر پیشونی نوشت و نحوستی که دارم ، یهو بلاگ اسکای هم قاط بزنه و اونجا هم همین مشکلات پیش بیاد ، اما کاش میشد کل کاربرهای بلاگفا تحریمش کنن و بخاطر این مشکلات مسخره ای که بدون دلیل و بوجود آورده و خیلی از مطالب رو به باد فنا داده و این بار حتی عذرخواهی و پیغام و اخباری هم نذاشته ، از این جا کوچ کنن به سرویس دهنده های دیگه تا یه کم حساب کار دستشون بیاد



یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ | 12:25 | .... |

از طریق این آدرس می تونید آرشیو ذخیره شده وبلاگ توسط وب آرشیو رو باز کنید و صفحاتی که الان قابل دسترسی نیستن رو بخونید به صورت عادی می تونید رو لینکها کلیک کنید، آرشیوهای ماهانه رو باز کنید و غیره ، تا زمانی که بلاگفا بتونه به صورت نرمال همه آرشیو رو برگردونه ،اگر نشد که یه زمانی باید خودم وقت بگذارم همه پست ها رو از اول آپ کنم

روش پیدا کردن این آرشیو برای وبلاگتون هم تو این پست نوشته شده، برای ورود به سایت مربوطه ترشکن لازمه


برچسب‌ها: آرشیو حذف شده , آرشیو وبلاگ , پستهای غیر قابل دسترسی

دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴ | 18:3 | .... |

الان باید بگیم دستتون درد نکنه که دوباره سایت رو مختل کردین؟ آقای علیرضا شیرازی ، میشه بفرمایید این چه مدل مدیریته؟ اولا که چند روز بدون هیچ هشدار قبلی ای ورود به پنل کاربری ممکن نبود، به ایمیل هم که جواب ندادین، تازه بعد از 5 روز یادتون افتاد یه پیغام تو صفحه ورودی بذارید که ملت متوجه بشن باز خرابکاری کردین؟ بازم مطالب از اول شهریور  حذف شده

این دفعه دیگه چه بهانه مسخره ای میخواید بیارید برای مطالب حذف شده؟اسرائیل حمله کرده به سرور؟ یا دزدان دریایی کارائیب دیتاهاتون رو دزدیدن؟

**امشب وقت کنم روزمره مینویسم



چهارشنبه بیستم آبان ۱۳۹۴ | 15:30 | .... |
بیش از 700 مقاله داخلی و خارجی  از سایتهای معتبر در مورد مقالات مربوط به معنویت محیط کار 

مقالات خارجی از سالهای 1960 تا 2013 از اسپرینگر، امرالد، ساینس دایرکت،پروکوئست، پاب مد، وایلی آنلاین و دهها سایت معتبر دیگر

مقالات داخلی از 1370 نا 1393 از سیویلیکا، نورمگز، سید ، ماجیران (مگیران) و غیره

در قالب یک سی دی ،  با قیمت 18000 تومان

(هزینه پست با ارسال کننده)

جهت اطلاع از شماره حساب یا کارت و واریز مبلغ به شماره 09213533458 پیام بدید


برچسب‌ها: بانک مقالات معنویت در کار , بانک مقالات معنویت در محیط کار

چهارشنبه یکم مهر ۱۳۹۴ | 15:10 | .... |
فایل مبانی نظری معنویت در کار - دانلود فایل مبانی نظری معنویت در کار

فایل مبانی نظری معنویت در محیط کار - دانلود فایل مبانی نظری معنویت در محیط کار

فایل چارچوب نظری معنویت در محیط کار - دانلود فایل چارچوب نظری معنویت در محیط کار

فایل چارچوب نظری معنویت در کار - دانلود فایل چارچوب نظری معنویت در کار

فهرست مطالب:
۲-۳- معنویت در محیط کار
۲-۳-۱- نیازهای معنوی کارکنان و ظهورپارادایم معنویت در محیط کار
۲-۳-۲- مزایای معنویت در محیط کار
۲-۳-۳- تاریخچه معنویت
۲-۳-۴- تعاریف و دیدگاه‌های معنویت و معنویت در محیط کار
۲-۳-۴-۱- تعریف معنویت
۲-۳-۴-۱-۱- انواع معنویت
۲-۳-۴-۱-۱-۱- رویکرد دینی
۲-۳-۴-۱-۱-۲- رویکرد درون‌گرا / متافیزیکی
۲-۳-۴-۱-۱-۳- رویکرد اگزیستانسیالیستی / سکولار
۲-۳-۴-۱-۱-۴- رویکرد مخالفان معنویت
۲-۳-۴-۱-۲- دین و معنویت
۲-۳-۴-۱-۳- اخلاق و معنویت
۲-۳-۴-۲- معنویت در کار
۲-۳-۴-۲-۱- رویکردهای مختلف معنویت در محیط کار
۲-۳-۵- مباحثی درباره روش تحقیق در زمینه معنویت در محیط کار
۲-۳-۶- جمع بندی و مفهوم‌سازی معنویت در کار
منابع و مراجع
کتاب شناسی و کتاب نامه

قیمت 15000 تومان 

تعداد صفحات 20، فرمت فایل word

برای آگاهی از شماره حساب یا کارت جهت واریز مبلغ و خرید ، لطفا به شماره زیر "پیام" بدید

09213533458


برچسب‌ها: دانلود فایل مبانی نظری معنویت در کار , دانلود چارچوب نظری معنویت در کار , دانلود چارچوب نظری معنویت در محیط کار

چهارشنبه یکم مهر ۱۳۹۴ | 14:45 | .... |
عکسهای بیش از 500 مدل انواع بافتنی و قلاب بافی جدید 2015 ، لباس زنانه، بچگانه، دست پوش، پاپوش، شال و کلاه، اشارب، موتیف های جدید، رو میزی و پا دری

در قالب یک سی دی با قیمت 15000 تومان

هزینه ارسال با ارسال کننده

جهت اطلاع از شماره حساب یا شماره کارت، جهت واریز مبلغ به شماره 09213533458، پیام بدید


برچسب‌ها: مدلهای بافتنی جدید , مدلهای قلاب بافی جدید , سی دی مدل بافتنی , سی دی مدل قلاب بافی , مدل بافتنی 2015

چهارشنبه یکم مهر ۱۳۹۴ | 7:4 | .... |

مواد لازم

آرد دو پیمانه سر صاف( آرد رو که میریزین تو پیمانه اصلا فشار ندین هرچی حین ریختن توش جا شد همون کافیه) ، ارد رو قبل از شروع کار دو بار الک کنید

ماست یک پیمانه

روغن مایع سه چهارم پیمانه

شکر یک پیمانه

تخم مرغ کامل 4 عدد

یک قاشق مرباخوری سر صاف بیکینگ پودر

یک قاشق چایخوری سر صاف جوش شیرین

یک قاشق چایخوری رنده پوست پرتقال یا لیمو یا یک چهارم قاشق چایخوری وانیل

دستور تهیه

اول فر رو روشن کنید .

دوم یک دیگ رو آب کنید و بگذارید روی گاز تا آبش جوش بیاد زیرش رو کم کنید

سوم رنده پوست پرتقال یا وانیل و شکر و تخم مرغ رو توی یک ظرف کمی با هم زن بزنید که فقط مخلوط شه ، حالا ظرف محتوی این مخلوط رو روی دیگ آب جوش قرار بدید و شروع کنید با هم زن به زدن ادامه بدید، باید اونقدر بزنید که شکر با حرارت بخار آب ، حل بشه ، انگشتتون رو که بزنید توی مایه باید گرما رو حس کنید بدون اینکه دستتون بسوزه،شکل مایه هم حالت کف دار و پف کرده میشه

حالا از روی حرارت بردارید دوباره حدود 2 دقیقه با همزن بزنید تا اون حرارت از بین بره ، بعد بیکینگ پودر و جوش شیرین رو بریزید توی ماست و هم بزنید بعد به مایه اولیه اضافه کنید و باز هم بزنید ، در این مرحله آرد رو کم کم اضافه کنید ، اینجا دیگه از لیسک استفاده کنید و همزن رو بگذارید کنار . مراقب باشید آرد توی مخلوط گلوله نشه ، اگر احساس کردید کمی گلوله آرد هست که نمیتونید با هم زدن بازش کنید مایه رو از صافی ریز رد کنید، در آخر روغن رو اضافه کنید و هم بزنید ، حالا کف یک قالب 40*30 رو کاغذ روغنی بندازید، با قلم مو کمی چرب کنید ، مایه رو توی قالب بریزید، باید نهایتا ضخامت نیم سانتی متر بشه، این شیرینی نباید ضخامت داشته باشه

تو فر پنجره وسط به مدت15 تا 20 دقیقه ، من هیچوقت درجه حرارت نمیگم چون هر فری بخاطر فضا و نوع آلیاژی که ازش ساخته شده میزان حرارتی که توی خودش ایجاد میکنه با بقیه فرها فرق داره، درجه حرارت فر ما متوسط تقریبا همون 180 تا 200 درجه سانتیگراد رو میده ، شما راهی که برای مشخص شدن پخت شیرینی ها دارید بوییه که وقتی کاملا پخته به مشام میرسه، برای منی که زیاد شیرینی و کیک می پزم ، بوی شیرینی پخته مشخصه و میرم سر میزنم نهایتا 5 دقیقه ممکنه اشتباه کرده باشم

در هر صورت یه سر چاقو رو آروم توی شیرینی فرو کنید اگر نچسبید پخته از فر در بیارید ،یه کاغذ روغنی دیگه روی میز بندازید، شیرینی رو با کاغذ از قالب در بیارید و روی این کاغذ جدید برگردونید طوری که تهش رو به بالا باشه ، یه پارچه روش بندازید که کمی عرق کنه و کاغذش راحت در بیاد ، 5 دقیقه بعد کاغذ رو در بیارید، حالا از طول نصفش کنید ، مارمالاد روی یک طرف بزنید و طرف دیگه رو برگردونید روش ، اینطوری قسمت رویه شیرنی که صاف تر و خوش رنگ تره بالا قرار میگیره ، روی سطح رو هم دوباره مارمالاد بزنید ، روش رو هر چیزی میتونید تزیین کنید، از پودر پسته یا پسته کامل گرفته تا گردو و ...، حالا به هر شکلی که دوست دارید برش بدید، مربع ، مستطیل یا لوزی

به جای مارمالاد زردآلو می تونید از مارمالاد هلو یا هر چیز دیگه ای که ذائقتون بپسنده استفاده کنید،حتی می تونید مثل رولت ، دیزاینش بدین ، یعنی وقتی از فر در اومد تا گرمه باید بپیچیدش و بعد که فرم گرد گرفت باز کنید و سطح داخلی رو مارمالاد بزنید و بعد دوباره رول کنید. در کل، قیافه شیرینی اگر مثل این چیزی که من درست کردم باشه ، بخاطر براقی رویش در وهله اول به چشم خیلیها شبیه باقلواست

اون تک ردیف شیرینی سمت راست تصویر که رنگ تیره تری داره ، اشتباه مامانه، من سری اول رو پختم و از فر در آوردم و داشتم سری دوم رو پیمانه میزدم که مامان اومد کمک کنه ، شیرینی رو از قالب در آورد و برگردوند اما زیر شیرینی رو زیر قرار داد، نتیجتا وقتی لایه رویی رو برگردوند زیر شیرینی بالا قرار گرفت برای همین وقتی مارمالاد زدم ظاهر اون ست ،تیره تر شد


برچسب‌ها: کلوچه , شیرینی مارمالاد زردآلو , کلوچه مارمالاد زردآلو , شیرینی با مارمالاد زردآلو , کلوچه با مارمالاد زردآلو

جمعه بیستم شهریور ۱۳۹۴ | 12:9 | .... |

چیزی درباره رژیم فرانسوی دکتر دوکان شنیدین؟ اینم یکی از رژیمهای پر طرفدار هست که انقلابی رو تو این زمینه بوجود آورده بود و بر مبنای مصرف پروتئین خالص کار میکنه ، یه رژیم دیگه هست به اسم رژیم اتکینز اونم شبیه رژیم دوکان هست اما این تفاوت رو داره که تو رژیم دوکان چربی ها حذف شدن
می تونین توضیحات بیشتر رو از این وبلاگ یا سرچ گوگل از سایتهای دیگه ببینین، تو این وبلاگ بعضی وعده های غذایی مناسب فازهای مختلف رژیم دوکان پیشنهاد کرده که میتونه کمی کارتون رو تو انتخاب وعده های روزانه راحت کنه
از این آدرس هم می تونین توضیحات دیگه ای که مشابه لینک قبل هست رو بخونین و ضمنا یه اپلیکیشن اندروید معرفی کرده که خلاصه کتاب دکتر دوکان رو ارائه میکنه و بعضی غذاهای مناسب فازها رو پیشنهاد میده و قابلیت های دیگه ای هم داره
این پست هم که یادتونه درباره رژیم 7 روزه جنرال موتورز بود و فایل مربوط به رژیم دو به پنج یا فستینگ


برچسب‌ها: رژیم لاغری , رژیم دکتر دوکان , رژِیم اتکینز , اپلیکیشن رژیم دکتر دوکان برای اندروید

چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ | 11:37 | .... |
کماکان خبری از حضرت اجل نبود ساعت از ٧ گذشته بود  که تصمیم گرفتم یه پاتک بزنم و توپ رو بندازم تو زمینش و مقدمه رو واسه جواب نه به ملاقات در صورت اومدنش فراهم کنم

نوشتم تو برنامت چیه؟ فردا میخوای بیای شیراز؟ دیرکردی برای خبر دادن، من هیچ کاری نکردم

یعنی هماهنگیها و کارهای لازم رو انجام ندادم و آمادگی ندارم بیام

دو ساعت بعد ریلکس جواب داده: فردا کنسله عزیزم

همچین حرصم در اومد که براش نوشتم یه کم زود خبر دادی، میذاشتی صبح

رفت تو افق محو شد، سکوت مطلق

گرچه حداقل نفس راحتی کشیدم که بازم آرزوم براورده شد و نتونست بیاد، هی وسوسه شدم براش بنویسم میدونی من راضی نیستم ببینمت واسه همین جور نمیشه بیای؟ اما تا همین الان جلو خودموگرفتم و ننوشتم

این از همایونی

دکتر هم ساعت ١١ به بعد ریلکس پیام داده سلام ممنون من اطلاع نداشتم خانم دکتر چی شده؟ 

من:خانم دکتر چیزی نشده، بچه ها سوال آماری داشتن میخواستن ازشون بپرسن مگه از جلسه خبر نداشتین؟ گرچه اصطلاحی که خانم دکتر استفاده کردن کارگاه بود نه جلسه

دکتر: نمیدونم اطلاع نداشتم ممنون از لطف شما که اومدین

میخواستم سرمو بکوبم به دیوار اون یکی اونجور حرصمو دراورده بود، منم نامردی نکردم صاف نوشتم لطف نبود جناب دکتر دوست داشتم ببینمتون!!! 

این یکی هم رفت تو افق تبخیر شد

اینقدر استرس داشتم که عصر مامان بهم گفت تو چته؟  چرا بی قراری؟ گفتم منتظر یه خبری از استادم هستم، مامان گفت صورتت جوش زده معلومه استرس داری، چه خبری هست حالا؟  گفتم هیچی مربوط به پروپوزالمه شاید مجبور شم برم شیراز

دست کشیدم به صورتم ببینم کجا جوش زده، وقتی انگشتم به یه برآمدگی دردناک رو گونه سمت راستم خورد تازه متوجه شدم چقدر اعصابم تحریک شده، حالا فکر کن جور شده بود برم شیراز، با یه زگیل قرمز رو صورتم چه میکردم؟ 

این ریلکسی جفتشونو با یه بی محلی درست و حسابی جبران میکنم

میثم گفته من گرگ دیدم ولی اینقدر که تو ترسیدی نترسیدم، میثم ترس من علتهای زیادی داره، که این همه مدت که تو حرفهای منو خوندی نباید حدسشون برات مشکل باشه، شاید بعد جمعبتدیشو بنویسم


برچسب‌ها: قبله عالم , همایونی , دکترکوچیک

یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ | 0:36 | .... |

دلیل اینکه پایان نامه رو با دکتر کوچیک بر نداشتم این بود که یه روزی تو ترم دوم جلو 6 نفر ورودیهای خودمون گفتم من قصد دارم پایان نامه رو با دکتر کوچیک بردارم ، موضوعم مشخصه و روی اون پرسشنامه که برای درس سنجش و ارزشیابی طراحی کردم میخوام مانور بدم ، همشون برگشتن گفتن ما هم میخوایم با دکتر کوچیک برداریم!!! خب ما فقط 7 نفر بودیم و 3 تا استاد ، نمیشد همه با یکی بگیرن ، یه کم صحبت کردم دیدم نه همشون میگن الا و بلا دکتر کوچیک ، اون زمان بهشون گفتم باشه اشکال نداره شما با دکتر کوچیک بردارید من با دکتر بزرگ بر میدارم- فقط مونده بود خانم دکتر که نمیدونستم آمار اون رو چطوری باید پر کنیم که زشت نباشه-

ترم داشت تموم میشد، رفتم با دکتر بزرگ صحبت کردم و گفتم میخوام پایان نامه رو باهاتون بردارم که اصل موضوع رو هم یه هفته بعد برام مشخص کرد- در واقع متغیر اصلی ای که خودش میخواست رو داد گفت حالا برو براش متغیر های مناسب پیدا کن!!! در واقع سر بردم واسه کلاه، واسه همین اونقدر مطالعاتم برای موضوع طولانی شد تا دکتر رضایت داد و تایید کرد

AnyWay ترم سوم شروع شد و چون ما درس سمینارمون مقدمه پایان نامست ، هر کس سمینار رو با هر استادی بر میداشت باید پایان نامشو هم با همون میگرفت ، وقتی زمان انتخاب استاد سمینار شد، هم ورودیهام یهو اومدن گفتن ما میخوایم همه با دکتر بزرگ بگیریم!!! گفتم مگه شماها نگفتین میخواین با دکتر کوچیک بردارین؟- عصبانی شدم - با این حرکاتشون نذاشته بودن اون برنامه ای که داشتم رو ادامه بدم و گرنه خیلی جلو میفتادم، دکتر بزرگ هم گفت من فقط برای دو نفر جا دارم ، فلانی که اومده تو لیستم ، حالا فقط یک نفر مونده ،آقای ب خیلی ناراحت شده بود و میگفت تو جلو جلو رفتی واسه خودت کار کردی به ضرر ما شده ، جلو خودشون به دکتر گفتم : دکتر اینا ناراحت شدن ، اصلا منو نادیده بگیرید و از اول همه رو قرعه کشی کنید که کسی ناراحت نباشه،دکتر گفت اصلا همچین چیزی نیست،تو موضوعت مشخصه و من دیگه عوض نمیکنم ، خلاصه این شد که من موندم و اونا رو خودم هدایت کردم به سمت دکتر کوچیک و سه نفر از گروه ما با دکتر کوچیک پایان نامه گرفتن دو نفر دیگه با خانم دکتر

بخاطر کارهای آماری ای که باید انجام بدم، خانم دکتر که دکترای آمار داره بهتر از هر کسی میتونه بهم کمک کنه ، چون باید از طریق لیزرل و ایموس و معادلات ساختاری یا تحلیل مسیر بُعد کمی کارم رو انجام بدم و تخصص دکتر کوچیک زمینه کیفیه و اصلا نمیتونه تو این مورد بهم کمک کنه ، این شد که با خودم گفتم بخاطر ارتباط دوستانه ای که داریم شفاها ازش مشاوره میخوام ، اگر سمینار و پایان نامه رو با دکتر کوچیک برداشته بودم مطمئنا کارم خیلی راحتتر میشد چون اصلا به اندازه دکتر بزرگ سخت نمیگیره و راحتتر مطالب بچه ها رو می پذیره

هفته پیش میخواستم یه نسخه از پیش نویس پروپوزالمو برای خانم دکتر بفرستم چون خانم دکتر سمت مشاوره پروپوزالم رو قبول کرده بود ، اما قبلش گفتم باهاش تماس بگیرم نکنه فراموش کرده باشه، سه روز متوالی هرچی تماس گرفتم جواب نمیداد، آخرشم که پیام زدم و جواب داد گفت شنبه میام دانشگاه اونجا می بینمت

دیروز از گلابتون شنیدم که اونم میخواد بیاد دکتر بزرگ رو ببینه ، بهش گفتم من مخفیانه میخوام بیام خانم دکتر رو ببینم و جریان تماس با خانم دکتر رو گفتم - دکتر بزرگ یک مقداری یکه تازه و خوشش نمیاد به جز خودش از کس دیگه ای نظر بخوام ، حتی اگر مشاورم باشه، بخاطر همین باید بدون اینکه متوجه میشد میومدم خانم دکتر رو می دیدم تا اون 9 صفحه ای که نوشته بودم رو یه نگاهی بندازه ببینه چی رو پس و پیش کنم که درست بشه ، مغز خودم که اصلا با این اوضاع یاری نمیکنه ، و هرچی میخوام توش تغییر ایجاد کنم می بینم بدترش کردم

میخواستم صبح برم باشگاه بعد ساعت 10 برم دانشگاه ، ولی صبح تصمیمم عوض شد و گفتم زود برم دانشگاه ، با گلابتون هماهنگ کردم و رفتیم . اونجا مریم رو هم دیدیم- یکی از هم ورودیهای گلابتون که اونم پایان نامه رو با دکتر کوچیک برداشته - اونم برای کارهای آماری میخواست خانم دکتر رو ببینه ،ما رفتیم سمت ساختمان اداری ، گلابتون رفت دفتر نشر یه سری فایل پرینت بگیره و قرار شد بعد بیاد بهمون برسه، از مریم شنیدم اساتید هیأت علمی کلا جلسه دارن،پرسیدم مگه دکتر کوچیک هم میاد؟ گفت نمیدونم ، با خودم گفتم ای داد بیداد، اگر ببینه اومدم با خودش میگه من بهش گفتم بیا بهانه آورد حالا اومده

اول رفتیم سمعی و بصری چون مریم میگفت خانم دکتر اونجا کلاس داره، اما هر چی منتظر موندیم نیومد،رفتیم پیش مسئول آموزشمون ازش پرسیدیم خبر نداشت یه دو تا سوال ازش داشتم پرسیدم و بعد با خانم دکتر تماس گرفتم که در دسترس نبود، از اونجا زدیم بیرون رفتیم سمت سالن کنفرانس ، گلابتون رو دیدیم که گفت خانم دکتر تو سالن کنفرانسه ، گفتم دکتر بزرگ هم هست ؟ گفت: بود ولی رفت ، با خیال راحت رفتم خانم دکتر رو ببینم و بگم کی آزاد میشن؟ یهو همون جلو در سالن، دکتر بزرگ رو دیدم ، گفت فایلت کو؟ هول شدم گفتم امروز اومدم مسئول آموزش رو ببینم یه کار دیگه ای داشتم بعد فایل رو میفرستم

یه لحظه خانم دکتر رو دیدم و با اشاره پرسیدم چه ساعتی؟ گفت یه ساعت دیگه ، با خودم گفتم اگر میدونستم علاف میشم باشگاه رو رفته بودم، یه نگاه سرسری تو سالن انداختم اما نشونی از دکتر کوچیک نبود، با مریم یه گوشه سالن که تو دید نبود نشستیم ،مریم داشت تعریف میکرد که هفته پیش دوشنبه اومده دکتر کوچیک رو ببینه و کلی منتظرش بوده ولی دست آخر دکتر رو تو حال عجله زیاد و در حال راه رفتن تو راهرو بخش دیده و یه کوچولو بیشتر نتونسته باهاش صحبت کنه- تو ذهنم گفتم وقتی این همه مشغله داشته پس چرا اینقدر نرفتن من بُلد شد؟

حرفهاشو ادامه داد : گلابتون هم بهم گفته بود به دکتر بگو سلام رسوندم و گفتم میخواستم بیام ببینمتون نشده!!! مریم میخواسته شوخی کنه میگه به دکتر میگم گلابتون گفته اصلا نمیخوام بیام ببینمتون و فلان، گلابتون گفته تو فقط اسم منو جلو دکتر ببر هر جور میخوای ببر !!! - این همه تلاش برای تو دید دکتر بودن؟-

یک ساعت و نیم بعد خانم دکتر یه سر اومد بیرون باهاش صحبت کردم ، فایل پرینت شده رو دادم بهش که مطالعه کنه و دو روز بعد بهم جواب بده، پرسیدم دکتر کوچیک هم اومدن ؟ گفت نه .

خیالم راحت شد ، ولی با خودم فکر کردم به گوش دکتر برسه ناراحت میشه ، مجبور شدم یه دروغی سر هم کنم و برای دکتر پیام بفرستم که : شنیده بودم اساتید امروز جلسه دارن و فکر کردم شما هم هستین ، اومدم ببینمتون ولی نبودید

گفتم بذار یه سو استفاده ابزاری از این موضوع کرده باشم و این دفعه من رفته باشم و اون نبوده باشه - گرچه قرار و هماهنگی ای نداشتیم، حداقل بدونه اهمیت دادم و بخاطرش رفتم دانشگاه- هنوز جواب نداده



ادامه مطلب
شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ | 13:9 | .... |
مطالب قدیمی تر