مدتهاست بدون هیچ دلیلی روزی یک بار دارم آهنگ تیتراژ سریال فاطما گل با صدای آرام رو گوش میدم، میگم بی دلیل چون خودم دقیقا نمیدونم چه چیز این آهنگ جذبم کرده،  صدای خواننده یا مفهوم ترانه

دانلود


برچسب‌ها: دانلود تیتراژ سریال فاطما گل

تاريخ : یکشنبه سی ام آذر 1393 | 14:22 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

ساپیزود اول

جمع خانوادگی حدود سالهای 68-67 

- عزیزم بزرگ شدی میخوای چه کاره شی؟

-- میخوام معلم شم

- آفرین چه انتخاب خوب و عاقلانه ای، چرا میخوای معلم شی؟

-- دستشویی خانم معلممون اینا همیشه خلوته و تمیزه،میخوام معلم شم برم دستشویی معلما

 تعجب طرف و خنده باقی حضار 

اپیزود دوم امروز عصر

جمع خانوادگی ، دست بر قضا همون آدمها بعد از سالها دوباره جمع بودن

- خب عزیزم نگفتی شغلت چیه؟

-- کارمند مرکز دانشگاهی آموزش عالی هستم

مامان متحرم بنده: ژاله جان یادته میخواست معلم بشه بره دستشویی معلما؟ حالا تو مرکز دانشگاهی که دستشویی اساتید و کارکنانش بهتر و با کلاس تر هم هست داره کار میکنه، اونوقت مثانش به حد انفجار میرسه ولی اونجا نمیره دستشویی

اینبار تعجب من  دوباره خنده حضار 


برچسب‌ها: سرویس بهداشتی , معلم , مبال , آموزش عالی

تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر 1393 | 21:45 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

این روزها وقتی به گذشته فکر میکنم نمیفهمم چطور می تونستم روزی حداقل دو تا پست بذارم اینجا و از همه چیز صحبت کنم، انگار فراموشم شده چطوری باید از خودم بگم ، و اینها همش بخاطر اینه که روزمره های من خلاصه شده تو محل کار، خونه و دانشگاه و کنفرانس و پاورپوینت و ارائه ،اتفاقات دیگه ای که برام میفته انگار اصلا قابلیت گفتن ندارن، همه چیز برام بی اهمیت و پیش پا افتاده شده

بخاطر کارام مجبور بودم یه فایل پاورپوینت اجرایی رو که قابلیت ویرایش نداره پرینت بگیرم ، راه حلش رو گشتم و پیدا کردم 

تا حالا شده یک سری فایلهایی که با پاور پوینت درست شده و بصورت اجرایی شده ببینید که بخواید از داخل اون عکس یا مطلبی رو در جای دیگه استفاده کنید؟
ولی چون فایل اجرایی شده نمی تونید عکس یا نوشته رو کپی کنید یا کلا تغییر بدید .
خب باید چه کرد؟

ابتدا به کنترل پنل - Folder Options برید. در تب View تیک گزینه “Hide extensions for known file types” رو بردارید و ok کنید .

حالا فایلی که بصورت اسلاید شو نشون داده میشد رو جهت احتیاط یک کپی بگیرید و در جای دیگری ذخیره کنید (اگر اشتباهی صورت گرفت حداقل فایل اصلی رو داشته باشید

در این مرحله فایل رو مشاهده کنید متوجه می شید که بعد از اسم و نقطه عبارت PPS ظاهر شده . مثلا اسم فایل p30 هست باید بصورت P30.pps ببینید.

نکته : اگر به این صورت بود میتونید اون رو به پاورپوینت تبدیل کنید وگرنه با نرم افزارهای دیگه ای درست شده و امکان تبدیل با این ترفند نیست.


روی فایل کلیک راست کنید و گزینه RENAMEرو انتخاب کنید و

 به جای پسوند PPS پسوند PPT رو بنویسید،  نقطه رو بعد از اسم فایل پاک نکنید و نقطه که جدا کننده اسم فایل با پسوند است پاک نشه. اگر فایلی که در حال تبدیل اون هستید با فرمت ppsx بود هم فقط کافیست به جای sx یک t اضافه کنید

حالا کلید اینتر را میزنیم و در جواب سوال پرسیده شده ،دکمه YES رو میزنیم و فایل ما به پاور پوینت تبدیل میشه

فایل آماده هست، اون رو اجرا و تغییراتی رو که مایلید انجام بدید

نکته: بهتره بعد از انجام کار تغییرات فولدر آپشن را به حالت اولیه برگردونید.

حالا برای تبدیل فایل پاورپوینت قابل ویرایش به فایل ورد از دستورالعملی که اینجا آخر پست داده بودم استفاده کنید 


برچسب‌ها: نحوه باز کردن فایل پاور پوینت قفل شده , نحوه باز کردن پاورپوینت اجرایی شده

تاريخ : چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 | 19:53 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

خالم امروز میخواست یه پیام بفرسته، از شوهرش پرسید: میگما نعوذ بالله رو با کدوم ز مینویسن اونم سرش گرم صحبت با بابام اینا بود،  گفت با هر ز میخوای بنویس

من که حواسم بهش بود نیم ساعت بعد به یه بهانه ای گوشیشو چک کردم دیدم با ظ نوشته  



تاريخ : دوشنبه دهم آذر 1393 | 23:5 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک
دخترخاله زن داداشم پارسال از مامانش پرسیده بود چرا وقتی میرم حموم بعدش بدنم میخاره؟ گفته بود منافذ پوستت دارن باز میشن نفس میکشن واسه همینه، باز پرسیده منافذ پوست باز میشن ینی چی؟ مامانش گفته یه سوراخای کوچیکی رو پوستت هست اینا گشاد میشه، 

بعد یه مدت اومده به مامانش گفته مامان رفتم دستشویی خودمو شستم این سوراخ قمبلم داره میخاره ینی میخواد گشاد بشه؟ 



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 10:32 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

چقدر من از شماها دور افتادم که حتی خبر نشدم این جریان رو، ولی تو دقیقا تو همون موقعیتی گیر کردی که من بودم، الانم هنوز دارم پس لرزه ها رو میگذرونم، نمیتونم بگم کاملا ولی تا حد زیادی حست رو میفهمم، اینکه چقدر دلت میخواست بخاطر خودت و اونچه هستی خواسته بشی، این عزت نفست رو بالاتر میبرد و نشون میداد اینقدر شخصیت قدرتمند و گیرایی داری که یکی حاضر شده سوای اون همه اعتقاد مذهبی خودتو بخواد، منو تو شبیه همیم جودی، یک جور خودشیفتگی پنهان داریم که فقط برای خودمون معنی داره، اینکه به خودمون تو پس زمینه زندگی ثابت کنیم :دیدی من تونستم از عهده فلان ماجرا بر بیام؟ دیدی اینقدر خوب بودم که فلان جریان درست شد؟ انگار همیشه در حال قضاوت و امتحان خودمونیم، میدونیم چه قابلیتهایی داریم، اما اون طبع بلند میگه بازم باید به خودم ثابت کنم واقعا قضاوتم در مورد خودم درسته اینا رو گفتم که بگم به گفتن نمیاد اما حالتو میفهمم و حسی که موقع کنده شدن از اون آدم تجربه کردی رو با اینکه نمیتونم تو قالب جملات بگم اما درکش میکنم



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 10:15 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

واقعا نمیدونم چی باید بگم 

ویدیو



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 8:10 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

آدرس سایت کتابخانه گویای امید که تو پست قبل معرفی کردم رو دادم یه بنده خدایی که اونم تست ٣٠ ثانیه قصه گویی برای نابینایان رو انجام بده، بعد از بازبینی، درصورت مقبول بودن صدا تماس میگیرن که برای ضبط اصلی بری استودیو، زنگ زده بهم میگه وای چقدر طول کشید من کل قصه رو ٣٠ ثانیه به ٣٠ ثانیه براشون ضبط کردم و فرستادم 

‏گوشی روگذاشتم روحالت Mute و تا تونستم خندیدم و اون داشت از روند شاهکارش تعریف میکرد،یه آن پرسید هستی؟دستپاچه شدم جای UnMute تماسو قطع کردم 

حالا فکر کنین اونایی که این فایلها رو دریافت میکنن چقدر میخندن


تاريخ : جمعه شانزدهم آبان 1393 | 14:50 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

لطفا هر کس صدای خوبی داره به این آدرس مراجعه کنه و تو تست صدا شرکت کنه، برای کتابخانه گویای امید هست،  بعد ازتون دعوت میشه به استودیو برید و صداتونو ضبط حرفه ای کنید قصه ها برای بچه های نابینا ضبط میشن، خودم امروز عصر تست صدا دادم

  کتابخانه گویای امید



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 | 17:18 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک

به خودم گفته بودم به گلابتون درباره اینکه دکتر بزرگ گفته برای هر درس بهم 1نمره میده چیزی نگم ،اما امروز میون صحبت باهاش یهو به این نتیجه رسیدم که فقط بگم نمره در نظر گرفته و نگم چقدر ، البته برخورد و واکنشش مثل روز برام روشن بود و دقیقا هم همونطور که حدس زدم شد ، برای این بهش گفتم چون دکتر تو کلاس جلو همه اینو گفت و با خودم گفتم احتمال داره از دهن بقیه بشنوه و بعد زیادتر از حد معمول حسادت کنه یا فکر کنه خبریه که بهش نگفتم

AnyWay امروز میون صحبتهام بهش گفتم دکتر بزرگ گفته بابت برد برات نمره در نظر میگیرم ، یهو برگشت گفت به دکتر بگو منم دارم بهت کمک میکنم تا به منم نمره بده حتی اگر واقعا بهت کمک نکنم!!! رو که نیست سنگ پاست...

واقعیتش هم کمکی بهم نکرده و حتی اگر هم بخواد خودم نمیتونم قبول کنم چون اصلا کاراش رو تو این زمینه ها قبول ندارم ، البته دکتر بزرگ سعی داره بچه های ترم یک رو زیر دستم بذاره که این برد بعد از فارغ التحصیل شدن من راکد نمونه و خیلی راضیه از کارم چون پنجشنبه گفت میخوام بهتر از این بشه ولی امروز دانشجوهای رشته های مختلف دانشکده رو زیر نظر گرفته بودم دیدم که هر کس وارد لابی می شد جلب میشد به برد و حداقل 10 دقیقه وقت میذاشت مطالب رو میخوند 

خلاصه بگم که با اینکه واکنش گلابتون رو دقیقا حدس می زدم اما بازم نمیدونم چرا روبرو که بودیم جوری تو بهت رفتم که خودش متوجه شد، اما جالبه مثل دفعه های قبل تو همچین موارد پررو بازی ای که من تعجب میکردم ، بلافاصله میگفت شوخی کردم، اما این بار اصلا نگفت شوخی کردم، جدی دنبال اینه که حتما بابت برد الکی نمره گیرش بیاد



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دهم آبان 1393 | 17:40 | نویسنده : ... | اشتراک گذاري در فيس بوک
.: Weblog Themes By VatanSkin :.