روزهای تنهایی من
روزمره نویسی 
لینک دوستان

آدمهای دور و بر دیگه گاهی از حد توانم به توان ده هم غیر قابل تحمل تر میشن، گفته بودم خواهرم یک سال تو خونه رو به رویی که دکتر به هدف استفاده تجاری برای محل آزمایشگاه دامپزشکیش خرید، زندگی میکرد و البته دکتر هم تو یک محل دیگه بصورت کلینیک با بقیه دامپزشکها یک جا بودن عجله ای برای تغییر مکان نداشت - اینو به عنوان توضیح درباره حرفه دامپزشکی بگم که بعد از فارغ التحصیلی مشاغل اصلی این حیطه آزمایشگاه و داروخانه و دکتر تجویز کننده هست که خودشون به صورت عامیانه میگن کِیس بین، از نظر اقتصادی اوضاع همین مورد آخر بهتره ، چرا که خودشه و یه گوشی موبایل و اوایل شروع به کار هم فقط یه جا به عنوان مطب به اداره دامپزشکی شهر معرفی کنه کافیه ، حتی اگر هیچ ساعتی تو شبانه روز اونجا نباشه،دامدار یا مرغ دار و ... به شماره موبایلش زنگ میزنن ،حتی میان دنبالش و می برن سر case می بینه ، تجویز میکنه و پول میگیره، هزینه خرید دستگاه و مواد و جنس نداره،اما داروخانه و آزمایشگاه برای راه اندازی و ادامه نیاز به سرمایه زیادی دار،،که خب شکر خدا بابام برای داداشم فراهم کرد،بعد هم خودش تجهیزاتش رو گسترش داد-

AnyWay یکی از دامپزشکهای کیس بین اون کلینیک امتیاز واکسنیاسیون طیور رو گرفت و همون باعث شد اداره دامپزشکی به دکتر اخطار بده که باید مکان آزمایشگاه رو عوض کنه چون آزمایشگاه و واکسیناسیون نباید یک جا باشن- دلیلش رو دقیق نمیدونم و اون موقع هم یادم رفت از دکتر بپرسم اما منطقم میگه بخاطر اینه که طیور دارای ویروس یا باکتریهایی هستن که تو هوای مجاور آزمایشگاه باشه روی صحت و دقت جواب تأثیر میذاره-


ادامه مطلب
[ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 12:41 ] [ ... ]

تو این پست از روزمره هام نمیگم

این روزا که مدام درحال سرچ برای مقاله و پیدا کردن متغیر برای جفت کردن با متغیر اصلیم بودم،نیاز به دانلود یه سری کتاب خارجی پیدا کردم که لینک دانلودشون جایی نبود ، حتی از تورنت - Torrent - هم نتونستم بگیرمشون و فقط تو گوگل بوک یا آمازون پیدا می شدن که اونا هم رایگان نبودن، اما به ترفندی تونستم یک قسمتی از اون کتابها رو گیر بیارم امروز میخوام در مورد نحوه دانلود کردن کتاب از گوگل بوک و آمازون بگم

خب اول گوگل بوک رو میگم، کتابی رو که میخواید توی گوگل بوک سرچ کنید وارد صفحه اون کتاب بشید اگر Preview داشته باشه میشه با ترفند قسمتیش رو دانلود کرد، اما اگر فقط صفحه معرفی کتاب باشه دیگه کاریش نمیشه کرد، یه نرم افزار نیاز دارید به اسم Google Book Downloader که سایتهای مختلف ارائه دادن ولی اساس کار همشون یکیه ، نسخه ای که خودم دارم رو از اینجا می تونید دانلود کنید- حجمش هم خیلی کمه

ضمنا دقت کنید که ویندوزتون حداقل سرویس پک 1 و ورژن Microsoft.NET Framework 3.5 رو داشته باشه

خب حالا تو صفحه Preview کتاب مورد نظرتون به قسمت آدرس بار براوزر نگاه کنید ، کل اون آدرس رو کپی کنین و تو نرم افزاری که نصب کردین تو فیلد اول که محل آدرس کتاب گوگل- Google Book URL - هست Paste کنین ، فرمت رو pdf انتخاب کنین ، رزولوشن مورد نظرتون رو انتخاب کنین به صورت پیشفرض روی 800 هست حالا دکمه Start رو بزنین صبر کنین تا کتابتون رو دانلود و روی دسکتاپ منتقل کنه، البته اگر میخواین فایل کتاب جای دیگه ذخیره بشه میتونین مسیر رو توی فیلد سوم نرم افزار - Output Folder - وارد کنین ، خب حالا از کتاب لذت ببرین، ولی نکته ای که هست اینه که اکثر کتابهای گوگل به این شکل ممکنه Full View  نباشن و یه قسمتهاییش رو نرم افزار نتونه دانلود کنه چون گوگل اون قسمتها رو از دسترس خارج کرده ، ممکنه همون مقداری از کتاب که دانلود کردین به دردتون بخوره-اگر کتاب داستان باشه که نه ناقصش به درد نمیخوره- برای اینکه متوجه بشین کتابتون فول ویو هست یا نه وقتی تو صفحه گوگل قسمت Books رو انتخاب کردین و اسم کتاب رو وارد کردین ، زیر فیلد جستجو، یه سری سربرگ هست که اولین از سمت راست نوشته Search Tools  روی اون کلیک کنین اولین گزینه از سمت چپ AnyView رو کلیک کنین و Full View رو انتخاب کنین تو صفحه آپدیت شده اگر کتابتون رو دوباره ندیدین یعنی این کتاب به طور کامل دانلود نمیشه یک بک بزنین و همون نسخه ناقص رو اگر مایل بودین دانلود کنین اینم لینک دانلود آموزش تصویری به صورت ویدئو 

 

حالا میریم سر وقت دومین سایت که Amazon.com هست، اصولا آمازون کتابهاش همه پولی هستن و مثل گوگل پیش نمایش ندارن،اما گاهی قسمتهایی از کتابها رو با قیمت صفر دلار $0.00 میزنه که بالای اون قیمت نوشته Kindle Edition و باز هم یک قسمتی از کتاب مورد نظر رو در دسترس قرار میده، چیزی که میخوام آموزش بدم مربوط به همین کیندل فرمت ها هستن، یه نرم افزاری هست به اسم Kindle For PC که اونم انواع مختلف داره ولی حجمش بالاست حدود 40 مگابایت ، این نسخه ایه که خودم دانلود کردم لینک

بعد از نصب نرم افزار در اجرای اولیه ازتون می پرسه عضو کیندل هستین یا نه که یه اکانت تعریف میکنین و سریع عضو میشین-معرفی یه ایمیل و پسورد- حالا نرم افزار آماده کاره -نرم افزار رو نبندین-

وارد سایت آمازون بشین ، تو فیلد جستجو سمت چپ کلیک کنین و Books رو انتخاب کنین ،حالا اسم کتاب یا موضوع اصلی مورد نظرتون رو بنویسین تا لیست کتابها بیاد اگر کتاب تو لیست باشه به همون شکل تو معرفیش گزینه Kindle Edition رو دیدین روش کلیک کنین تا یه صفحه جدید باز بشه ، سمت راست یه کادر سبز رنگ کوچیک می بینین که توش نوشته 

 

Kindle titles are available for UK customers on Amazon.co.uk. Continue shopping on the Kindle Store at Amazon.co.uk.

این که نوشته UK چون من با پروکسی انگلستان وارد شدم، شما با هر سروری که  تر شکنتون داره وارد بشین، از علامت اختصاری اون کشور استفاده میکنه

روی این کادر کلیک کنین یه صفحه دیگه باز میشه که یه لینک توش هست به اسم Buy now with one click روش کلیک کنین و تو صفحه جدید روی لینک Go to kindle for Pc کلیک کنین به صورت اتومات نرم افزار کیندلی که نصب کرده بودین صفحش میاد بالا و شروع به دانلود میکنه ، بعد از اتمام دانلود کتاب از طریق همین نرم افزار با یه دوبل کلیک قابل مشاهدست اینم لینک آموزش تصویری  

مرحله بعدی تبدیل این کتاب دانلود شده به فرمت PDF هست ، چون اصل فایل با فرمت azw ذخیره میشه ، من یه نرم افزار به اسم Calibre برای تبدیل دانلود کردم که از اینجا میتونین دانلودش کنین حجمش حدود 60 مگابایته

چون طولانی میشه بقیه آموزشش رو از طریق فایل ویدئویی از این لینک دنبال کنین

نکته مهم اینه که امکان پیدا کردن کتابهای علمی به صورت کیندل خیلی کمه، و تو گوگل بوک خیلی بیشتر امکان پیدا کردنشون هست

یک سایتی هم هست که میتونین ازش خیلی از کتب زبان اصلی رو پیدا کنین اینم لینک و یکی دیگه لینک

اگر تونستم راه بهتری برای دانلود فول تکست کتابها پیدا کنم بازم پست میذارم

مونس جان ببخشید که دیر شد، قول دیشب رو برای آموزش بهت داده بودم اما سردردی که داشتم باعث شد بعد از برگشتن از دانشگاه بخوابم و بیدار نشم


برچسب‌ها: دانلود کتاب از سایت آمازون, دانلود کتاب از سایت گوگل, نرم افزار Kindle for pc, نرم افزار google books downloader
[ جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 11:40 ] [ ... ]

یه سری کتاب تونستم به صورت مجانی از سایت Amazon.com بگیرم درباره قلاب بافی و بافتنی ، بماند که در آوردن اصل کتابها از نرم افزار مخصوص و تبدیلشون به PDF وقت گیر بود، دوره ارشد به جز دردسرهایی که تا الان برام داشته خوبیش اینه که خیلی چیزهایی که تا الان نمیدونستم -بهشون بر نخورده بودم و لازمم نشده بود تا الان- رو یاد گرفتم، حالا هی یکی مثل گلابتون بیاد بهم بگه مهندس، کار درست ، کار بلد، اما خودم که میدونم از تمام دانسته های دنیا تو این موارد شاید یه اپسیلونش رو فقط بلدم، لینک ها رو میذارم شما هم استفاده کنین- با وجودی که زبان اصلیه اما فکر نمیکنم ترجمه و فهمش خیلی مشکل باشه-

اول                       چهارم

دوم                       پنجم

سوم                     ششم


برچسب‌ها: کتاب بافتنی خارجی, کتاب قلاب بافی خارجی, موتیف بافتنی, موتیف قلاب بافی, knitting
[ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 21:52 ] [ ... ]

یک چیزی داره منو از درون میخوره که با وجودی که دقت میکنم اصلا نمیدونم چیه، یعنی استرس کار پایان نامست؟ شبها کابوس مقاله ها رو می بینم ، تا صبح عنوانهای مقالات انگلیسی ای تو خواب پیدا میکنم که دقیقا مناسب موضوعم هستن،اما صبح که بیدار میشم اصلا یادم نیست چی بودن که همونا رو سرچ کنم شاید دری به تخته خورد و تونستم کفایت سرچهامو به اطلاع دکتر بزرگ برسونم

**

بارها خواستم خودمو از جادوی صدات خلاص کنم و کاری بهت نداشته باشم ، نشده، هر بار نهایتا بعد از یک دقیقه شنیدن آهنگ گوشی ، صدای خودمو شنیدم که آروم داره میگه بله؟

اصلا نمیدونم ما داریم چکار میکنیم، هم اون گیجه و هم من،چرا داریم این رشته رو حفظ میکنیم؟ رشته ای که یه بار بریده شد، بعد بدون اینکه حتی دلیلش رو بدونم گره زد و برگشت،هنوزم حرفها یه مشت جملات ساده و کلیشه ای روزانست: سلام حالت چطوره عزیزم؟ امروز سرکار رفتی؟ چطور بود؟ یا مثلا من که می پرسم امروز جلسه داری؟تا کی؟ مامانت اینا خوبن؟ نگین چطوره؟ خودشو باهاتون وفق داده؟ دیگه نق نمیزنه؟ 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 14:25 ] [ ... ]

دو شب پیش بعد از کلی سرچ برای مقاله ، نشسته بودم تو نشیمن، داشتم گوشیمو بالا و پایین میکردم،با اینکه واتز اپ غیرفعاله ولی رفتم توش و یه نگاهی به آخرین پیامهایی که رد و بدل کرده بودم انداختم ،تو همون حین یهو گوشی رو گرفتم سمت خواهرم و گفتم ببین این دکتر فلانیه- آواتار دکتر بزرگ-

نگاهش کرد و گفت: اینه؟

-آره قبلا جایی دیدیش؟

--نه فقط اصلا فکر نمیکردم این شکلی باشه

بعد آواتار دکتر کوچیک رو نشونش دادم،مامان که همون نزدیکمون نشسته بود رو مبل و داشت فاطماگل می دید،گفت ببینم؟ گوشی رو گرفتم جلو مامانو آواتارها رو نشونش دادم،خوب که نگاهشون کرد،قیافشو یه حالتی کرد و گفت عکسا رو از تو گوشیت پاک کن یه وقت یکی می بینه زشته !!! 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 19:10 ] [ ... ]

اون شب کذایی که آقای ک قرار بود تماس بگیره ، گفتم که مامانم اینا میخواستن برن پارک هوا بخورن

خب حین صحبت که تو اتاق بودم ، فکر کردم رفتن ، البته چیز مخفی ای نداشتم،کار بدی که نمیکردم،معمولا حتی یواشکی صحبت کردنم هم به اندازه کافی قابل شنیدنه حتی اگر تو اتاق باشم!!! اون شب در اتاق یه کم باز بود،من راحت داشتم صحبت میکردم ، وقتی صحبتم تمام شد از اتاق رفتم بیرون ببینم عروس هلندی که خواهرم از آبادان خریده و با خودش آورده کجاست -اسمشو گذاشته گلی- چون قبل از رفتن گفته بود که آزادش کرده و حواسم بهش باشه

دیدم رو سر قفسش نشسته و زل زده به آینه ای که واسش گذاشتیم-علاقه شدیدی به آینه داره- چون بابام معمولا از خونه بیرون نمیره ، یه نگاه انداختم به اون طرف نشیمن دیدم عه ، اونم نیست ، تعجب کردم چی شده که باهاشون رفته ، داشتم بلند میگفتم : همشون رفتن؟ درو هم که باز گذاشتن -وقتی تو خونه تنها باشم میرم در رو قفل میکنم و از داخل لنگر میزنم - رفتم در رو لنگر زدم و دیدم چراغ پستو روشنه ، باز بلند گفتم این چراغو هم خاموش نکردن، دیدم یکی از تو پستو گفت من اینجام!!!! حدس میزنین کی بود دیگه نه؟ بعله بابام

موقعیت پستو رو بگم دقیقا چسبیده به اتاق من درش تو اتاق دوم خونه باز میشه ،ولی یه پنجره نزدیک به سقف داره که بازه، بعد از جوابش دیدم بابام با کنترل رسیور توی دستش از اونجا اومد بیرون، خب چی فکر میکنین؟ 

 


ادامه مطلب
برچسب‌ها: استراق سمع
[ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:31 ] [ ... ]

گفته بودم همون روز عصر هر ساعتی وقت آزاد داره میتونه تماس بگیره، ظهر خسته بودم بعد از ناهار خوابیدم ، گوشی رو گذاشتم کنارم که اگر تماس گرفت بشنوم، اما خبری نشد ، بیدار که شدم نشستم پای ترجمه، از ساعت 7 که گذشت گفتم دیگه تماس نمیگیره، مامان اینا هم قرار بود برن پارک یه هوایی عوض کنن، بین 8:30 تا 9 بود که تماس گرفت، بعد از احوالپرسی گفت : به ایده جدیدی نرسیدین؟ این سوال رو وقتی می پرسن که مشکلی وجود داشته که قرار بوده به عنوان مثال من روش فکر کنم و نظرم رو بگم و تا اونجا که یادم میاد شب اول که تماس گرفت موردی پیش نیومد، فقط یک سری کلیاتی گفته شده که البته بیشتر هم اون صحبت کرد تا من ، موندم وقتی حرفی ندارن بزنن واسه چی تماس میگیرن؟ تازه اسمش این بود که ما قرار بود جهت شناخت و ازدواج با هم صحبت کنیم و قاعدتا نباید به این زودی کار به یک چنین جمله مبتذلی می کشید

الانم که دارم بازگو میکنم عصبانیتم عود میکنه، یک آدم پر مدعایی مثل اون که لفظ قلم حرف زدنش باعث جِر واجِر شدن حس نزاکت آدم میشه چرا باید اینجوری بخواد از آدم حرف بکشه؟ میتونست راحت این جمله رو بگه : خب صحبتهامونو میشه ادامه بدیم؟ به همین سادگی- 


ادامه مطلب
[ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 15:55 ] [ ... ]

امروز جلسه دومی میشه که قراره باهاش صحبت کنم، پیام داد و گفت سرکار خانم ، بعدالظهر هر زمان وقت آزاد داشته باشید من خدمتتون تماس بگیرم

اسم : الف. ک ، خیلی لفظ قلم صحبت میکنه،اصلیت لر بختیاری،جدا شده ، یک پسر نوجوان داره که با مادرش زندگی میکنه ، فوق لیسانس ادبیات و دبیر آموزش و پرورش، متولد خرداد 1350، میگن قد بلند و هیکلی و خوش قیافست، محل خدمت بندر امام 

معرف این یکی ، از همکلاسیهای دوره ارشدمه، که خودش معلم و ساکن بندر امامه،سر یه جریانی ترم پیش برای این خانم تعریف کردم که جدا شدم، وگرنه بقیه بچه ها نمی دونن، مگر اونهایی که همشهری هستن، به احتمال زیاد تا هفت پشتم رو درآوردن ، چون میدونم چند تاشون رئیسمون رو می شناسن و احتمال اینکه مطلقه بودنم رو ندونن تقریبا 1% میشه

چند روز پیش که خانم ب ، از طریق گلابتون پیغام داد که میخواد منو معرفی کنه ، اصلا نگفتم نه !!! بعد خودش باهام تماس گرفت و یک شمه ای از شرایط طرف رو گفت، پرسیدم چرا همونجا بهش کیس معرفی نکردین ، گفت اینکارو کردیم منتها همکارها قبول نکردن چون همسر سابقش هم فرهنگی بوده-معاون اجرایی یکی از دوایر آموزش و پرورش همونجا بوده- میگن برامون سنگینه فردا بگن فلانی به کی شوهر کرد بگن به شوهر سابق خانم فلانی!!! و اینکه چرا خانواده طرف اقدام نکردن و براش مورد معرفی نکردن هم سوالیه برای خودش، خلاصه منو یادش افتاده و میخواست شمارمو بده که طرف تماس بگیره، گفت من تا همین حدی که می بینمش آدم خوب و مثبتی به نظر میاد، دیگه بقیش با خودتون، گفتم میدونم چی میگی، گفت میخوای برم قسمت فناوری یه جوری عکسشو گیر بیارم و برات بفرستم؟ گفتم نه اگر قرار به دیدن باشه خودم بعد از اینکه باهش صحبت کردم ازش عکس میخوام


ادامه مطلب
[ دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:47 ] [ ... ]

امروز شیفت عصر بودم

حدود ساعت 2:30نشسته بودم تو اتاق و داشتم یه متن رو درباره Spirituality and fath in workplace ترجمه میکردم که گلابتون سرشو از در آورد تو :

-اینجا طویلست؟
- -نه ، طویله اونجاییه که ازش اومدی
- بعنی برگردم اتاق مدیریت؟
- -فرقی نمیکنه ، اتاق خودتم جواب میده

 


برچسب‌ها: گلابتون, نمکدون, مزه پرانی, خوشمزگی
[ یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:16 ] [ ... ]

گاهی پیش میاد که فایل PDF یا وردی دارین که یه متن یا آدرس پس زمینه اون صفحات اون فایل به صورت محو نشون داده شده که البته جهت تبلیغ کار تهیه کننده فایل و به نوعی کپی رایت اون محسوب میشه ، حالا میخوام بهتون بگم چطوری این متن پس زمینه رو روی فایلهاتون بگذارید یا بردارید

خب این آموزش برای ورژن 2007 و 2010 و 2013 ورد هست که البته فکر نمیکنم تفاوتی با ورد 2003 داشته باشه ولی چون الان دیگه اون ورژن معمول نیست و خودم هم ندارم ،طبق همین سه ورژن آموزش میدم

متنتون رو که توی ورد تایپ کردید و تنظیمات و بقیه کارهاش انجام شد ، به سربرگ Design مراجعه کنید و توی ردیف منوها از سمت راست سومین گزینه از بلوک Page Background رو نگاه کنین نوشته Watermark روی اون کلیک کنید یه پنجره به سمت پایین باز میشه نمونه های آماده رو می بینین اما اگر میخواین واترمارک اختصاصی خودتون رو با متن دلخواه داشته باشین پایین اون پنجره رو نگاه کنین و گزینه Custom Watermark رو انتخاب کنین تو پنجره جدید زبان رو می تونین روی فارسی قرار بدید ، اندازه و نوع فونت و رنگ و نحوه قرار گرفتن تو صفحه رو مشخص کنید،و بعد از زدن گزینه تأیید می بینین که متنتون به پس زمینه متن انتقال پیدا کرده ،حالا می تونید فایل رو به PDF تبدیل کنین، حالا برعکسش اینه که اگر فایلی با این حالت داشتین و خواستین پس زمینه رو بردارید به همون قمست واترمارک مراجعه کنین ، زیر Custom Watermark یه گزینه هست Remove Watermark ، با انتخاب این گزینه متن پس زمینه محو میشه، اگر میخواین کس دیگه ای نتونه این ترفند رو بزنه و کپی رایت فایلتون رو از بین ببره می تونید فایل رو بصورت محافظت شده به PDF تبدیل کنید که کسی نتونه اون رو به ورد تبدیل و توش تغییرات ایجاد کنه

نکته: اگر بخواین جای متن تصویر رو توی قسمت پس زمینه بگذارید تو همون پنجره ای که برای Custom Watermark باز شد، قسمت Picture Watermark رو انتخاب و تصویر مورد نظرتون رو قرار بدید


برچسب‌ها: متن پس زمینه در ورد, کار با ابزار WatermarkT, معرفی Watermark برای درج پس زمینه در صفحات ورد, آموزش گذاشتن متن به عنوان پس زمینه ی صفحه ی word, آموزش نحوه ایجاد متن پس زمینه در ورد
[ یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:47 ] [ ... ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

روزهای تنهایی من پر ماجراست


درود و درد آمدن و درد...، ماندن و درد...، رفتن و درد
چه توان گفت؟ چه توان کرد؟
زندگیست دیگر درد دارد ، درد ، درد،
دخترکی ساده پوش و ساده زی هستم
کمرم خم روزگار گشته و زندگیم بی رنگ
اما گیسوانم را برای یارم سیاه نگاه داشته ام
خسته ام... پاهایی پر از تاول دارم و دلی پر از زخم
هیچ با من نمانده است در پس این سیاهی ها باز هم من تنها مانده ام...

خواســـتم بگویـــم که کیستــــم ...
دیـــدم نگفتن بهتر اســـت !چه ســود آن کــــــه نمی ماند همان بهتـــر که نشناسد مرا...! آن کـــس که می مانـــد خود خواهد شـــناخت ...!

موضوعات وب
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
اشتراک گذاري در فيس بوک